هرکه آمد به دلم تاب و تش انداخت و رفت

بر لبِ خشکِ سبويم عطش انداخت و رفت

شب به شب در طلبِ يار وفادار ، چکـيـد

اشک پُرمايه که بر خاره خَش انداخت و رفت

 

                      الی

 

/ 0 نظر / 7 بازدید