باز کن پنجره ها را که نسيم

روز ميلاد اقاقيها را

جشن ميگيرد

و بهار

روی هر شاخه کنار هر برگ

شمع روشن کرده است!

سلام...خوبی؟..از من بخوای بدونی بايد بگم.توپم...صبر کن بذار قبل اينکه حرف زدمو شروع کنم..از چند نفر يه تشکرايی بکنم....اکی؟!....

  1. اول از همه از آرش...مرسی برای نوشتهء قبلی....خيلی عالی بود..ممنون...و يه عذر خوهی برای روز شنبه...عذرم موجه بود...01.gif
  2. بعد يه تشکر از هادی..برای زحمتش..مرسی هادی جونم.....10.gif
  3. يه تشکر از همهء دوستام که بهم سر زدن..و يه عذر خوهی برای اينکه دير به دير بهشون سر ميزنم....07.gif10.gif
  4. اين وسط يه عذر خواهيم بکنم...از الهه و مهدی و بقيه که ميخواستم لينک بدم..و هنوز اين کارو نکردم..باور کنيد بخاطر دستگاهم بود..اما اين کارو در دو روز آينده انجام ميدم..سارريه فراوان...منو ببخشيد....10.gif
  5. يه تشکر کوچولو از تو به خاطر همه چيز..اما دقت کن کوچولو...پرو نشو....09.gif
  6. يه تشکر از مامانم....يعنی از مانکم.....دوست دارم...07.gif
  7. يه تشکر از بابام ......يعنی گوگوليم.....دوست دارم...07.gif
  8. يه تشکرم از همهء اونايی که بايد تشکر کنم....و من فراموش کردم...يعنی فراموش نکردم...بخوام بنويسم...تا فردا طول ميکشه..رو اين حساب..کوتاه کردم...اکی؟!....05.gif
  9. آخر از همه هم از خودم تشکر ميکنم..به خاطر...همه چيز...برميگرد به من من قربان...04.gif....

-------------------

خوب...تو که خوبی؟...آره!...خوبه خوشحالم که خوبی...از من بخوای بدونی..بايد بگم خوبم..يه جورايی خيلی خوبم...نپرس علت چيه؟..که به خدا خودمم نميدونم...انگار همه چيز تو لحظهء تحويل سال اونجا خاک شد...نميدونم شايدم من خودم يه کاری کردم..چی ميدونم....بگذريم...

خوب بهت بگم از عيدو عيديهام...وای که چقدر حال ميده..مفدی مفدی بهت پول بدن...از اينه عيد خيلی خوشم مياد...باورت ميشه خرس گنده شدم..بازم برای گرفتن عيدی له له ميزنم...عجب آدم مفخوريم من...خلاصه کلی عيدی گرفتم...مسافرتم که خير سرم نرفتم..بابا بچه درس خون شدم...باور کن تو يه هفتهء عيد مثل يه خر البته بلا نسبت...درس خوندم...هفتهء دوم از سه شنبه..ساعت ۱۲.۳۰ شب مثل منگولا را افتادم به سوی دماوند...اونم تو اين سرما...جات خالی حالم بد شد..داشتم ميمردم..اما از اونجايی که سگ جونم..هنوز زندم...حالا از باحال تر ميدونی چيه..الان که نشستم دارم برات مينويسم..پام در رفته...ولی من با کمال پروييت..دکتر نميرم..ميبينی چقدر باحالم...خوب بيخيال از پام نگم که يادم مييوفته دلم ضعف ميکنه...اکی...داشتم ميگفتم...رفتيم دماوند..تا جمعه...خدايی کلی خوش گذشت...تمام فک فاميل گوگوليم که اونجا بود...ديگه اونقدر تو سرو کلهء هم زده بوديم که نا نداشتيم...جمعه اومدم..يه خستگی در کردم..شنبه هم کلاس ديفرانسيل...خوب خلاصه..دقت کن اينا همش خلاصص..آه بسه ديگه خسته شدم..از بس از عيد گفتم...خوب من بايد يواش يواش برم..ميخوام برم پامو کچ بگيرم...مواظب خودت باش...منم مواظب خودم هستم..ميبينی که...

آهان داشت يادم می رفت..بيخيال...خواستم بذارمت تو خماری...خوب با من کاری باری نداری ...خوب ما رفتيم..ديگه...

--------

ســر ســبز تــرين بهر تقديم تو باد.

آوای خوش هزار تقديم تو باد.

گويند لحظه ايست روييدن عشق.

آن لحظه هزار بار تقديم تو باد.

 

*الی*

الی پا شکسته..

/ 0 نظر / 8 بازدید