همه چيز از اين لحظه ها شروع ميشه...تو يه لحظه ممکنه هزارتا اتفاق بيوفته...تو يه

لحظه امکان داره آدم هزار کار اشتباه بکنه...يا کار درست...تو يه لحظه ممکنه آدم از

يکی دلگير بشه..در صورتی که در يه لحظه قبلش هيچ ناراحتی و دلگيری نبود...

آره نبود....تو يه لحظه آدم ميتونه فکر کنه چقدر بی مصرفه...تو يه لحظه آدم ميتونه به

فکر کشف يه چيزی بيوفته...تو يه لحظه آدم ميتونه از يکی متنفر بشه...يا نه...

ميتونه عاشق يکی بشه...تو يه لحظه آدم ميتونه متنفر بشه....

تو يه لحظه آدم می تونه قلب عزيزشو بشکونه...يا نه ...

ميتونه عزيزی قلب آدمو بشکونه...تو يه لحظه آدم اونقدر عوض ميشه ....که اونی...

فکر میکنه ..خيلی بهت نزديکه..تازه ميبينه..که...چقدر ازت دوره.....تو يه لحظه ..

ممکنه اون قلب قشنگ..سنگ بشه....

ميبينی تو يه لحظه چه اتفاقايی ميوفته....اما لحظهء بعدی هم وجود داره....

صد در صد بعد اينا ..لحظهء ديگه ای هم وجود داره...

بعد از لحظه ای که دلگير شدی ...ميتونی گريه کنی....يا وقتی..احساس کردی

بی مصرف شدی ..خودتو بکشی...يا وقتی از کسی متنفر شدی...

تا دلت ميخواد بهش فحش بدی....يا وقتی قلب کسی رو شکوندی....بگی....

چرا قلبشو شکوندم....يا ...وقتی قلبت شکست....

خورده های قلبتو خودت جمع  کنی....

يا..............................................................................

وای ی ی ی....اين لحظه ها خيلی بده...اين لحظه ها برام غير قابل تحمل شدن...

اين لحظه ها برام خيلی سخت ميگذره...دلم به هيچی گرم نيست...

اين لحظه ها رو دوست ندارم....ديگه نيمدونم چی بگم... فقط اميدوارم...درکم کنی

واقعا نياز دارم کسی درکم کنه....آره نياز دارم...

من خيلی قلب شکوندم...البته در برابر هر قلبی که شکوندم...قلب من دو بار

شکسته...نميدونم....اما من سنگ نيستم...ولی .......من خيلی شده...اجازه...

ندادم..حرفها تمام بشه...هميشه..حرفها رو نصفه ول کردم...اما هميشه ...اينو...

قبول داشتم..خيلی از حرفها...نگفتشون قشنگتر....

نميدونم شايد بازم من اشتباه  ميکنم.....ميخوام برم... برم جايی که فقط من باشم...

وتمام چيزهايی که مکمل من هستن... چيزهايی که منو کامل می کنن....

از بس بين اين آدمای ...پست گشم خسته شدم....فکر نکنن ميگم من پست نيستم

...نه...نه....من يکی از پسترين آدمای روی اين زمينم...

ميخوام برم....اما کجا برم!....تنهای جايی که ميشه رفت..دنيايی که خودم ساختم..

اما اين دنيا باب ميل منه....نميدونم...اونا هم با من ميان....نه نميان....

اونا با من نميان....

همين طوری که می بينيد بازم  دارم چرت وپرت می نويسم.... پس نتيجه می گيريم..

که من بايد برم.....

٪٪٪٪٪٪٪٪

بازم ...۲ حرف  کوشولو برای دو....عزيز...

۱.نسرين جون چرا ميزنی....ببخشيد...بابا ....بچه ها نسرين ..امتحان آمار داشته..

هيچ درسيم نيوفتاده .03.gif..خوبه!...می بينم که ميخوای با من کل بزاری....

اکی....باهات کلم ميزارم.....فقط مواظب باش کم نياری.....09.gif

۲.آرش جون فکر نکن....نشده که با اونی که اون بالا نشسته..حرف بزنم....

خيلی شده...خيلی باهاش حرف زدم....اما کو گوش شنوا...اون فعلا سرش ...

شلوغه...الان نوبت ما نيست....تو که ميگی به حرفهات گوش ميده....بهش.....

بگو به منم سر بزنه...آخه خيلی بهش نياز دارم.....خيلي...خيلی.......

*******

ای ستاره،ای ستاره غريب!

ما اگر ز خاطر خدا نرفته ايم

پس چرا به داد ما نمی رسد؟

ما صدای گريه مان به آسمان رسيد

از خدا چرا صدا نمی رسد؟

/ 0 نظر / 5 بازدید