ســر سبزترين بهار تقديم تو باد

آوای خوش هزار تقديم تو باد

گويند لحظه ايست روييدن عشق

آن لحظه هزار بار تقديم تو باد

سلام...سلام ای قشنگترين بهونه برای زندگی...بازم دير اومدم...اما اين بار با شادی اومدم..با عشق اومدم...رفته بودم مسافرت..برای اين بود که نبودم...رفته بودم ترکيه(البته ترکيهء ايران يعنی تبريز)....

بازم مثل هميشه يه حرف تکراری ميخوام بهت بگم...خيلی دلم برات تنگ شده بود...خيلی دوست دارم...خيلی دلم هوای خونمو کرده بودم...

ميدونی مدتها بود که ميخواستم يه حرفی بهت بزنم...نميدونم چرا جراتشو نداشتم...از ۸۲/۱۲/۲۱  ميخواستم بهت چيزی بگم..اما اما مطمئن نبودم..ولی الان ديگه شرايط فرق ميکنه...ديگه از همه چيز مطمئنم..البته اگه دلخور نشی بايد بگم..قبل از تو به بهترين دوستم...يا يکی از بهترين دوستام گفتم...به آرش گفتم...

راستشو بخوای نميدونم چرا نيمخواستم اين حرفو اينجا بنويسم...شايد خجالت ميکشيدم..شايدم...وللش...

از ۴ ساله پيش بهم زنگ ميزد...همش آمارمو از خالم ... يا حالا هرکی که منو ميشناخت ميگرفت...راستشو بخوای اصلا باهاش حال نميکردم..ازش بدم ميومد...راستشو بخوای منم هميشه آمارشو داشتم..ولی اين آمار نخواسته دستم ميومد...تو اين دوسال اخر بيشتر ديدمش...کاراش اونقدر مسخره بود که فقط ميديمشو ميخنديدم...زنگ ميزم پيشنهاد دوستی ميداد من ميگفتم نه فرداش دوستش زنگ ميزد...خلاصه تا ۲۱ اسفند شمارهء گوشيمو پيدا کرد..حالا از کجا شمارمو اورد بهت بگم ميمری از خنده..بيخيال اينا...الان دقيقا ۶ ماه و ۲ روز از اولسن حرف زدنمون ميگذره...يعنی دوستيمون...نميدونم تو اين مدت چيکار کرد که الان ميبينم ديگه بدون اون نميشه...حسابی رفته تو کلم... و از همه بدتر حلقشو قبول کردم...نميدونم درسته کارم يا...............

برام جالب دوست داشتنش...يعنی باورم نميشه...من و رضا....

ميدونی فقط اينو ميدونم خيلی دوستش دارم...مثل اينکه من اون عشقی که هميشه ازش حرف ميزدم...خلاصه پيدا کردم..

حس عاشقی نميگم..چون ميدونی دوست داشتن برام قشنگتره...دوست داشتن اونم اين مدلی خيلی حس خوبيه...به آدم مفهمونه که ارزش داره...ميفهمونه که يکيم هستش که قلبش برات می تپه... همش به فکرته...به قول مانک ميگه باعث ميشه برف چشمت زياد بشه...خلاصه برات قشنگترين آرزوی دنيارو ميکنم...آرزو ميکنم عاشق بشی...

چقدر

 بايد گرم باشند

دستهايی که چهره خورشيد را نمودار می کنند

من ترانه اين دستها را شنده ام

آری!

اين دستها برای من خوانده اند

حال تو ای هميشه بهار!!

مرا به روييدن،مرا به جوانه زون بخوان

که

آوايت نسيم صبح بهاريست.

******

kiss kiss&byebye

*eli*

  
نویسنده : statira ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸۳